تبليغاتX
خاطرات آرمیتا

خاطرات آرمیتا

قراره باهم خونه بمونيم

                     عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

هواي تهران خيلي آلوده شده و روز چهارشنبه رو تعطيل كردن پنج شنبه هم كه عيد غديره حالامن و دختر گلم وهمسري قراره سه روز رو تمام وقت با هم بگذرونيم  .

دختر خوشگلم شب توي اتاق خودش مي خوابه وصبح اول وقت ساعت ۷.۵بيداره ومياد سراغ منو بابا رضا خدا نكنه كه مابخوايم بخوابیم ودختري رو تحويل نگيريم اينقدر غر مي زنه و نق نق مي كنه تا بالاخره بيدارشيم بگيم آرميتا جون بيا بغلم ........................عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

كار ما توي اين ۳روز دراومده بعد از صبحونه خوردن آرميتا با عروسكاش مياد و مي گه مامان ببين تو مامان این عروسکای من باش منم شادي جونم حالا بايد كلي نقش بازي كنم مدل بازی آرمیتا مثل زندگی روزمره خودمونه عروسکشو بغلش می کنه وکیفشو هم دستش میگیره و با یک دستشم کیفه عروسکشو حالا بهش می گه بدو دیجه خیلی دیرمون شدببین دختر خوبی باش که زود بیام دنبالت  درست مثل هر روز صبح که به آرمیتا میگم آرمیتا جون سریعتر خیلی دیرمون شد آخه ترافیک می شه ودیر می رسیم بعدشم آرمیتای خواب آلودم چون حال راه رفتن نداره باید بغلش کنم و کیف دوتاییمونم توی دستم بگیرم بریم پارکینگو سوار ماشین شیم و هرروز دختر گلم با چشای نیمه باز میگه مامان ریمویو بده(ریموت)بده من در رو بازکنم و نزدیک مهد که می رسیم نمی دونم از کجا این قدر خوب متوجه می شه وچقدر خوب مسیررو بلده به سوپر سر کوچه مهد که می رسیم سفارشات خانوم خانوما شروع می شه مامان لطفا خامه شکلاتی با شیر کاکایو و کیک توت فرنگی وایستا یک ذره فچر (فکر)کنم با تچ تچ (تک تک )بخر بعدشم موقع خداحافظي دختري مي ره مهد ومنم مي رم شركت تا يك روز که شایدمتفاوت تر از روز قبل باشه رو شروع كنم ...........

حالا بطور ملموس از روي بازي آرميتا مي فهمم چقدر مي تونم الگو براي آرميتاكوچولوم باشم اميدوارم بتونم يك الگوي خوب باشم ....................

حالا بعد از گذشتن دقيقه ها  نوبت نقاشي كشيدنه يك دفتر گنده با يك عالمه مداد رنگي مي ذاره جلوش مي گم خب حالا نقاشي بكش تا برم برات ناهار درست كنم  عروسك مامان مي گه ببين زود بياي مامان مي خوايم باهمديجه نقاشي بكشيم 

 منم عذاب وجدان مي گيرم ومي گم حالا كه وقت اضافی دارم حرفشو گوش كنم مي گم باشه عزيزم . حالا يك مداد دست منه و يكي هم دست آرميتا فكر كنم تموم حيوونا روباهمديگه كشيديم ولي مگه خواسته آرميتاخانوم تمومي داره مي خوام بيام از اتاقش بيرون مي گه وايستا مامان باهد  كيك تولد باهم بكشيم  دارم سعي ميكنم  يك چيزايي شبيه كيك بكشم وميگم خوبه مي گي نه ببين پس شمعاش كو پس فشفشه هاش كجاستخالا گیر دادی باهدمثل بابا بکشی  خدايا من چيكار كنم ببين بابا رضا ديشب چقدر خوشگل برام گشيده حالا گير دادن آرميتا شروع شده و دعا مي كنم هر چه زودتر بابا رضا بياد ومنو نجات بده

واي از دست اين كلاس كنكورا وكار تدريس كه تمومي نداره ..........

ولي انگار خدا  زود صدامو شنيد و باصداي زنگ بابا رضا آرميتا ي عزيز پريد كه در روباز كنه ..منم خيالم راحته كه همسري مي تونه آرميتا رو سرگم كنه  

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

حالا همسري مياد و بدادم مي رسه و با آرميتا بازي مي كنه حالا بازي شروع مي شه و مي گه تو چشم بذار من برم قايم شم اينقدر بامزه دستاي كوچيكشو مي ذاره روي چشاش و تا ۲۰مي شمره  واز لاي انگشتاي كوچيكش داره زيرزيركي نگاه مي كنه كه ببينه بابا رضا كجا قايم مي شه وقتي هم كه بابا رو پيدا مي كنه چه سرو صدايي راه مي ندازه كه بيا وببين.........

حالا بابا رضا قايم شده و آرميتا دنبال بابا ست و بعد از پيدا كردن همديگه دوون دوون مي پره روي مبل و مي گه سك سك ..........................حالا نوبت بابا ست چشم بذاره و آرميتا قايم بشه اينكارو انجام ميده ولي جالبتر ش اينكه هر سري همون جاي قبلي قايم مي شه وهرسري موقع پيدا كردن بابا رضا شروع به داد وبيداد مي كنه واز صداي خندش منم خندم  می گیره ..............................عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

يكي از بازي هايي كه جديدا ياد گرفته نون ببر كباب بيار واي كه چقدر بامزه بازي مي كنه  دستتو محكم مي گيره وبااون دست ديگشش تند تند مي زنه روي دستت و ووقتي برنده مي شه از ته دل مي خنده و اي كه چقدر قشنگ مي خنده دختر گلم ........................عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

حا لا بقول آرميتاي خوشگلم مامان و بابا بشينين كه كلاس زبان خصوصي داريم من ويداجونم شما هم آرميتا و نيلا هستين تا يك كلمه مي خوايم حرف بزنيم مي گه نو فارسي ولي از حق نگذريم دست ويدا جون درد نكنه روز اولي كه براي آرميتا ثبت نام كردم فكر مي كردم كلاسش زياد جدي نباشه ولي الان بعد از گذشت دو ماه مي بينم ارميتا خيلي خوب صحبت مي كنه ودامنه لغاتش خيلي وسيع شده ............

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی     عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی       عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی        عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی    

امروز ازت پرسيدم عزيزم صبحونه چي مي خوري (چون همونطور كه مي دونين آرميتا هر چيزي رو به عنوان صبحونه نمي خوره و خامه شكلاتي و تخم مرغ و سيب زميني جزو صبحونش محسوب مي شه حالاامروز كه ازت مي پرسم صبحونه چي ميل دارين يك كم فكر كردي وگفتي خامه شكلاتي گفتم نداريم بعدش گفت مامان راستي من يك غذا بلدم كه توي مهد كودك بهمون ياد دادن سيب زميني رو باهد رنده كنيم تخم مرغ هم باهد(باید) رنده كنيم بعدش سس بزنيم وبخوريم منم طبق گفته هاي دختر عزيزم دست به كار شدمو گذاشتم مواد لازم  آبپز بشن ولي رنده كردن سيب زميني و تخم مرغ به عهده آرميتا خانومه با يك مهارت خاص هم رو رنده كرد و با سس قاطي مي كنه جاي همه خالي كه چه صبحونه اي شد .......عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

حال خوب كه نگاهش مي كنم ميبينم آرميتا ي من چقدر بزرگ شده ديگه مثل سابق قبل از اومدن بابا رضا غذا نمي خوره و همپاي منو و همسري سرميز مي شينه و خودش غذاشو بدون کمکوبدو  اينكه بريزه روي لباسش  مي خوره عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

ميتونه جواب تلفنو بده بدون اينكه من بهش بگم چي بگه  ...............عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 عروسك بازي مي كنه وبراي اونا داستان مي گه براي كاراهايي كه نبايد بكنه دليلاي موجه مياره يا با يك معذرت خواهي منو قانع مي كنه عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

موقعي كه بابا در مي زنه در رو باز مي كنه و جلوي در مثل يك ماد مازل سلام ميده و كيسه هاي خريد رو از دست بابا ي مهربونش مي گيره ................عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

وقتي بهش مي گم آرميتا پول ندارم مي گه مامان بريم از بانك بگيريم مامان باهد كارت بذاريم بعد بانك بهمون پول مي ده..................عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

موقعي كه مهمون مياد مثل يك كد بانو مياد كمكم . توي چيندن ميز كمكم  مي كنه ..............خدايا چقدر شانس آوردم كه يك نعمت خوب يعني دختر گلم رو بهم دادي ..........عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

هر چند دلم نمي خواد كه اينقدر زود بزرگ بشي و اين لحظه هاي خوب برام بشه خاطره ولي نمي شه كاريش كرد و هرروز تو بزرگتر مي شي ومنم ......................

           

 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

                                       

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عید قربون امسال............

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

  این هفته دایی حسن اومده بود تهران برای همین این هفته یا مهمون داشتیم یا مهمونی می رفتیم حسابی عروسک مامان داره بهش خوش می گذره آخه دایی مهربونش خیلی خوب  وبا حوصله باهاش بازی می کنه وآرمیتاهم که فقط عاشق بازی کردن وشیطونیه از سر وکول دایی با حوصلش بالا می ره و به دختر عزیزم خیلی داره خوش می گذره ..بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

حالا امشب خونه دایی رضا همه دعوتیم و صحبت از رفتن شماله آخه چهارشنبه عید قربونه وپنچ شنبه هم طبق معمول دولت تعطیل می کنه یک مسافرت می چسبه.... دایی محمود ودایی رضا که پای رفتنن اگه بابا رضا هم کلاسشو تعطیل کنه خیلی خوبه ومی تونیم بریم  البته اونشب تا آخر مهمونی هم بابا رضا می گفت نمی تونم کلاسمو تعطیل کنم ولی من مطمئنم با اصراری که می کردیم  و صحبتای آرمیتا کوچولو که به باباش می گفت بابا کی می ریم شمال بیا دیجه بریم مطمئنم که بابای مهربون کلاسشو تعطیل می کنه ومی ریم ...........................

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

صبح امروز همونطور که حدس می زدم بابا رضا زنگ زد وگفت با اینکه خیلی بد شد تونستم کلاس پنچ شنبمو بندازم هفته آینده حالا من از این ور تلفن خیلی خوشحالم ولی یک مشکل دیگه داریم آرمیتارو بخاطر مهمونی دیشب نبردم دندونپزشکی وخانم منشی واسه امشب بهم نوبت داده حالا نمی دونم چجوری برنامه ریزی کنم که به همه کارام برسم ......................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 بالاخره با جلو رفتن عقربه های ساعت کارای منم تقریبا تموم شد ونزدیک ساعت ۲شب به سمت جاده چالوس راه افتادیم از جاده که هیجی یادم نیست چون من و دختر خوشگلم دوتاییمون خواب خواب بودیم طفلی بابا داره رانندگی می کنه البته یکجا بیدارشدم آش رشته خوردیم توی اون شب پاییزی واون سرما آش رشته خیلی چسبید .............. بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comخاله زهرا هم که توی ترافیک ماشین بغلی مون بود برای بابا چایی می ریخت از این بابت خیالم راحت بود .............بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بعد از ۵ ساعت رسیدیم نشتا رود هوا خیلی خوبه وحسابی گرمه چون تعدادمون زیاد خیلی خوش می گذره آرمیتا وایلین و عارف وعلی و آریا گروه خوبی برای بازی کردنن وطبق معمول اول که وارد ویلا شدیم هر کدوم از بچه ها یک اتاق انتخاب کردن وشانس آرمیتای عزیز اتاقش طبقه بالاست و در همون دقایق اول از پله ها افتاد وخدا رحم کرد وچیزیش نشد ...................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comالبته بعد از چند ساعت آیلین از پله ها افتاد وروز بعدشم فراز عزیز این تجربه رو کرد.............وخدارو  شکرکه هر سه بار بخیر گذشت ........  

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

ویلاش خوشگله ویک آلاچیق طرح  چوبی خوشگل داره وکنارشم یک باربی کیو که اونم از طرح چوب درست شده با درختای کاج مطبق خیلی زیبا..................فکر  نمی کردم هوا اینقدر خوب باشه آرمیتا و بچه های دیگه همه توی حیاطن وبا هم بازی  می کنن آیلین  هم خیلی بزرگ شده  حالا با آرمیتا خوب بازی می کنه وقتی باهاش صحبت می کنیم می خنده و تاحدودی هم می تونه صحبت کنه تازه یاد گرفته بگه عمههههههههههه..................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

صبحا می ریم کنار دریا و امروز هوا اینقدر خوب بود که بچه ها رفتن توی آب عروسک مامان کنار ساحل نشسته و با ماسه ها بازی می کنه حالا دلش می خواد بره توی آب  و منم که هیچ وقت حریف خواسته های دختر خوشگلم  نمی شم راضی شدم که بری توی دریا ولی زود بیای بیرون..................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com طبق معمول می گی مامان جون قربونت برم ببین آب که سرد نیست تازه ببین عارف هم رفته توی آب  منم باهد برم آخه منم بزرجم دیجه ولی آیلین کوچولوی نباهد بیاد توی دریا آخه خطرناکه مجه نه .......... حالا منو وخاله ها که کنا رساحلیم از حرفات خندمون می گیره وتوهم خوشحال که پیروز این ماجرایی می ری توی آب ................................منم با دوربین از تو  وبچه های دیگه عکس یادگاری می گیرم بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

طبق معمول بابا رضا متخصص در سرکار گذاشتن منه کنار ساحل وایستادمو  خیره شدم به  موجایی که آروم به سمت ساحل میان حسابی توی خلوت خودمم که با صدای همسری رومو برگردوندم یک سنگ دستش که روش نوشته آرمیتا می گه ببین چقد عجیبه  توی ساحل به این بزرگی یک سنگ پیدا بشه که روش نوسته شده آرمیتا وای که چه ذوقی کردم  بازم متوجه نشدم بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comکه کارخود همسر عزیزم تا اینکه سرمو برگردوندمو دیدم  با اون مداد شمعی که دستشه روی سنگ می نویسه آیلین و میخواد بقیه رو هم سر کار بزاره ....حالا دستش روشد ................... 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

صبح که بیدار شدیم قرار شد بعد از صبحونه وتمیز کردن ویلا بریم سمت  نمکآبرود که تله کابین سوار شیم خیلی شلوغه ولی نوبت مون شد سوار تله کابین شدیم  وای که چقدر هیجان داره وچه جیغایی می کشی اون بالا خیلی حس خوبی دارم بابارضا  ودایی رضا هم با اون صدای قشنگشون  برامون می خونن وخاله زهره هم فیلمبردای می کنه حالا رسیدیم بالای کوه  بابرداشتن هر قدم صدای خش خش برگای پاییزی به گوش می رسه هوا تمييزه آدم دلش مي خواد توي اين هواي تمييز نفس بكشه بچه ها هم خوشحال دارن بدوبدو مي كنن .......................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 بساط چایی دسته دایی محمودوبعد از پیداکردن یک آلاچیق خوردن یک چایی توی یک محیط با صفا وپر از اکسیژن چه کیفی می ده........بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

خاله زهرا خیلی خوب بچه نگه می داره حالا آیلین وآرمیتا دستای خاله رو گرفتنو با هم پیاده روی می کنن ..................

نزدیک ظهره وباید برگردیم سمت تهران حالا افتادیم توی ترافیک من وتو که توی راه می خوابیم دلم برای بابا رضا می سوزه که باید توی این ترافیک رانندگی کنه ..........................

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

باز بازیگوشی آرمیتا

بهاربيست                   www.bahar22.com

دیروز رفتم مهد دنبال آرمیتا هوا طبق معمول روزای پاییزی  ابری وتاریکه حتی اگه آدم توی همچین روزی  خوشحالم باشه ولی وقتی آسمون رو نگاه می کنه انگار تمام غم وغصه های عالم بهش منتقل می شه  حالا برم سر اصل مطلب طبق هرروز توي كوچه مهد دنبال جا پارك مي گردم وبعد از چند دقيقه گشتن بالاخره يك مامان مهربون مي خواست بره ومن جاي اون پارك كردم حالا سريع مي رم تا دختر گلمو از مهد بگيرمو بقيه روز رو با هم بگذرونيم وارد مهد شدم طبق معمول شهره جون وسیمین جون  با اون صبوری ومهربونی به  تمام مامانا سلام می دن و اگه اتفاق مهمی   برای بچه های عزیشون توی مهد افتاده باشه درموردش صحبت می کنن حالا نوبت منه آرمیتا رو صدا زدن ودارم می بینم کیفش دستش وطبق معمول نصف کیفشم روی زمینه...........بهاربيست                   www.bahar22.comو سلانه سلانه خوشگلم داره میاد پایین همین موقع بود که سیمین جون اومد جلو وگفت راستی مامان آرمیتا  امروز تست بینایی سنجی داشتیم  آرمیتا جون چند تا علامت آخر که ریز تر بودن رو گفت نمی بینم ولی من فکر می کنم از روی شیطنت می گه چون چند  تا از بچه ها اینجوری جواب دادن وبعدشم خندیدن ......حالا فردا دوباره تستش می کنیم .......اینو که سیمین جون گفت دیگه طاقت نداشتم آخرشو بشنوم گفتم سیمین جون یعنی باید عینک بزنه گفت نه بابا بیین یک کم بشینین نفستون تازه بشه اولا که هنوز قطعی نیست من فکر می کنم الکی می گه نمی بینم . بهاربيست                   www.bahar22.com

بعدشم اگه اینطوری هم باشه باید ببریدش پیش دکتر متخصص چشم  اونا نظر میدن .................

حالا توی این روز بد پاییزی ناراحت که بودم حالا ناراحتیم بیشتر شده ونمی دونم چرا مثل بچه ها زدم زیر گریه...................................بهاربيست                   www.bahar22.com

توی ماشین نشستیم وآر میتا با اون دستای خوشگلش اشکامو پاک مي كنه میگه چیه مامان چرا ناراحتی گفتم مجه چي شده ...........هیچ چی نیست عزیزم .

بهاربيست                   www.bahar22.com                             بهاربيست                   www.bahar22.com                              بهاربيست                   www.bahar22.com

راه افتادیم وگفتم حالابگو چه خبرا................ دختر گلم همه اتفاقات رو مو به مو برام تعریف می کنه گفت چشم پزشکی کردن من همه رو دیدم گفتم همه ی همه رو گفت آره دیجه همه علامتا رو می بینم مثلا باید بگیم این علامت روبه دیوار  این علامت بالا با اون دستای کوچولوش داره به من نشون می ده منم از توی آینه محو اون دستای قشنگشم وفقط توی این فکرم که خداکنه حرف سیمین جون درست باشه و ازروی بازیگوشی آرمیتای عزیزم بگه نمی بینم ..............بهاربيست                   www.bahar22.com

خدا روبه هرچی که براش مهم قسمش می دم که خدایا آرمیتا ی من نکنه چشش ضعیف شده باشه تورو خدا عینکی نشه ...................شنیدم بچه ها عینک دوست ندارن وخیلی عینک اذیتشون می کنه دیشب فقط خدا می دونه چی بهم گذشت دلم می خواست زودتر صبح بشه ودوباره تست بینایی سنجی رو تکرار کنن .......................................بهاربيست                   www.bahar22.com

الا ن که می نویسم ساعت ۲.۵بعد اظهر از شرکت زنگ زدم ببینم چی شده اتفاقا خود سیمین جون گوشی رو برداشت وبعد از اینکه خودمو معرفی کردم گفت خیالتون راحت  باشه گفتم از روی بازیگوشی  می گه نمی بینم امروز اولین نفر از آرمیتا تست گرفتیم چون هنوز سر صبح سرحال بود وتوی فاز بازی نبود ریز ترین علامتها رو هم درست می گفت حالا خیلی خوشحالم وبااینکه بازم هوا ابرییه وغمگین  ولی از ته دلم خوشحالم و خدا رو هزاران مرتبه شکر می کنم که چقدر منو آرمیتا کوچولومو دوست داره واین قدر ازمن و دخترم مواظبت می کنه

خدایا شکرت .......................     بهاربيست                   www.bahar22.com

بهاربيست                   www.bahar22.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

خواب آرمیتا

        اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

از زمانی که رفتی کلاس شادی جون چون بعد از ناهار بچه ها نمی خوابن خیلی خسته می شی واکثر اوقات یا وقتی می ریم سمت خونه توی ماشین خوابت می بره یا هم شب خیلی زود می خوابی دیشب یکی از اون شبایی بود که خیلی خسته بود ی و خیلی زود هم خوابت برد تا این جای ماجرا که مشکلی نداره یکهو ساعت ۲نصفه شب با صدای نازنین آرمیتا خانوم بیدار شدم که داد میزد من گرسنمه ........مامان کجایی ....عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیمن ماکارونی می خوام .......رفتم با لاسرش گفتم عزیزم چی شده چرا داد میزنی  ببین شبه همه خوابن گریه نکن باشه دختر گلم   بیا برات پلو با خورشت بیارم بخوری حالا وسط گریه هات می گی نه من فقط ماکارانی می خوام صد بار بهت  گفتم ماکارانی برام درست کن هر کارمی کنم گریت قطع نمی شه با صدای بلند گریه می کنی آخه نصف شبی من از کجا ماکارانی بیارم دختر گلم فردا حتما برات می پزم  اگه گریه نکنی فردا باربیتوو ببر مهد کودک یک کم ساکت شدی داری فکر می کنی باربی بهتره یا داد بزنی ماکارونی می خوای .

                            تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 می گی برو  خورشت  با ناگت  برام بیار خدارو شکر که ناگت داشتیم و بیشتر از این گریه نکردی حالا ساعت ۲.۵شده داره عروسک مامان با آرامش غذا می خوره دیگه عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیحالت خوب شده و مهربون شدی می گی مامان آخه من خواب دیدیم دارم ماکارانی می خورم دلم خیلی برای ماکارانی تنگ شده ..........................مامان به نظر تووبابا رضا الان داره خواب چی و می بینه .............................

          عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط مامان پوران  | 

چهارمين بهار زندگي عروسك مامان

                      تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com            

از همه دوستاي وبلاگي عزيزم معذرت مي خوام كه اين چند روز مطلب خاصي رو نتونستم بنويسم آختصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comه توي اين هفته مقدمات تولد ۴سالگي عروسك مامان آرميتاي عزيزم بود الانم كه مي نويسم خيلي خستم  ولي با همه وجودم دوست دارم براي دختر عزيزم از شيرينكارياش و شيطونياش وتموم كارهاي خوب وبدي  كه يك روز  جزو خاطرات كودكيش محسوب مي شه بنويسم ...........................

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                              تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                                     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

تقويمو كه نگاه كردم ۱۷آبان دوشنبه ميفته وچون آخر هفته برام راحتترمهموني رو بگيرم ميندازيمش ۱۳آبان كه مصادفه با روز دانش آموز وتولد خاله شيما ...........................

امسال هم دلم مي خواد براي عروسك خوشگلم جشن تولد بگيرم روز تولد آرميتا بهترين روز زندگيمه فكر مي كنم براي بابا رضا هم همينطور باشه چون بابا رضا عاشق دختر گلشششششششششه

وخدا رو هزار مرتبه شكر مي كنم كه توي اين روز خوب در ۴سال پيش يك هديه خيلي عزير مثل تورو به من داد .......................

از چند روز پيش كه مهمونا رو دعوت كردم ارميتا هر روز ازم مي پرسيد مامان چند روز ديجه تولدمه ومنم مي گم مثلا ۴شب ديگه باز صبح كه بيدار مي شي همون سوال و مي كني كه مامان چند شب ديجه به تولدم مونده ...................

خلاصه امروز كه پرسيدي منم بهت گفتم وقتي شب شد همه مهمونا ميانو تولد مي گيريم حالا خيالت راحت شد ..................

ديروز خاله مهديه اومده بود دنبالتو رفتي خونشون با نيلا بازي كردي البته خاله مي گفت خيلي خوب با هم بازي كردن البته طبق معمول بعضي موقعها بينشون دعوا مي شد ولي زود با هم اشتي مي كردن .....................

وقتي بابا رضا اومد دنبالت خيلي خوابت ميومد ولي وقتي چشمت افتاد به با دكنكاي رنگي روي  زمين افتاد انگار خوابت پريد و گفتي كي بادچنكارو باد کردي مجه قرار نبود منم بهت چمچ كنم ......................بابا رضا گفت بيا اين بادكنكارو گذاشتم تو باد كني .............حالا اخمات باز شد ومهربون شدي عروسك مامان امسال تو خيلي از كارا نظر مي ده ويك عالمه هم كمكم كرده من توي آشپزخونه مشغولم وتو بابا رضا هم تزيئنات  رو انجام ميدين .......................تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com.حالا مي بينم دختر گلم و شوهر عزيزم با سليقه تمام همه جا رو خوشگل كردن از حق نگذريم بابا رضا خيلي به من توي تولدت كمك مي كنه  

امشب خيلي زود خوابيدي وفرداشم زودتر از روزاي ديگه بيدار شدي ................

اولين كاري كه كردم حموم كردن دختر عزيزمه  آخه واسه امشب دلم مي خواد موهات فرفري بشه ومي خوام موهاتو با بيگودي بپيچونم از حموم كه اومدي بيرون خاله زهرا  اومدخونمون  تا بهم كمك كنه حالا طبق معمول وقتي چشمت به يكي مي يفته مي خواي ناز كني مي گي خاله من بيام توي بغلتون تا مامان موهامو مرتب كنه ..خلاصه با اين بيگودي هاي جديد خيلي سريع كارموهات تموم شد حالا منتظرم چند ساعتي بگذره و موهات خشك بشه وببينم چجوري ميشه .................

               

چون سالاي قبل دختر عزيزم  ظهر نمي خوابيد توي مهموني خوابش مي برد امسال هر طور شده مي خواستم بخوابونمت خدارو شكر كه خودت خسته شدي منم كارام تقريبا تموم شد وبعدازظهر با همديگه خوابيديم وبا صداي زنگ  زدن بابا رضا بيدار شدي ........

مي گي مامان بيا موهامو بازكن واي كه چقدر ناز شدي لباستو تنت كردم و بال وشاخكتم گذاشتي واي كه چقدر خوشگل شدي در ست شديتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com مثل فرشته كوچولو ..........................بابا ازت عكس مي گيره وعمو رامين هم رفته كيكتو بگيره منم دارم آماده مي شم همه چي به خوبي داره مي گذره

يك دفعه زنگ درو زدن با عجله اومدم آيفونو بردارم كه پام گير كرد به صندلي وپخش زمين شدم خيلي درد گرفتتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com  آرميتا كه داشت مي رقصيد اومد جلو ميگه مامان  چي شد چرا آخه جلوي پاتو نگاه نكردي حتما تودلش ميگه (مامان مگه كوري) كه صندلي به اين بزرگي رو نميبيني .............بعدشم پامو بوسيد گفت مامان بلند شو ديجه پات زود خوب مي شه ..............

حالا مي ترسم از شانس بدم نتونم شب مهموني راه برم ولي شانس آوردم چيزمهمي نبود .......زود دردش خوب شد خيلي خوشحالم كه خطر از بيخ گوشم رد شد .

                                           تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

مهمونا كم كم دارن ميان ودختر گلم از اومدنشون وديدن دوستاش حسابي خوشحاله از چند روزتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com پش بابا رضا از آرميتا جون قول گرفته كه شب تولدش با دوستاش مهربون باشه وبذاره به وسايلش دست بزنن آخه همونطور كه مي دونيم عروسك مامان بعضي اوقات سريع از كوره در ميره وشروع به دادو بيداد ميكنه ...........

حالا همه مهمونا اومدن وهمه مشغول رقصيدن هستن جاي همه فاميلايي كه بيرجندن خالي ..........

داره خيلي خوش مي گذره هم به بچه ها و هم به بزرگترا چون تولد بچه ها بهانه اي براي شادي كردن بزرگترا به حساب مياد آرميتاي عزيز مادر پشت ميز مثل يك پرنسس كوچولو نشسته وباباي عزيزشم شمعا رو براش روشن مي كنهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com وحالا خانم خانما مشغول فوت كردن هستن بالاخره هر ۴تا شمع خاموش شد آرميتاي عزيزمن ۴سالگيشو فوت كرد همه دست مي زنيم وهورا مي كشيم وعمو حامد عزيز هم با اون صداي دلنشينش آهنگ تولدت مبارك رو براي دختر گلم مي خونه تولد تولد تولدت مبارك مبارك مبارك تولدت مبارك ............................................ 

قبل از تولد آرميتا ازم خواست تاشعري رو  كه توي مهد كودك روز تولد بچه ها مي خونن رو براش بخونيم واينطوري شروع مي كنم به خوندن .................امروز روز تولده تولد آرميتاجون مامان جونش بوسش كن يك بوس آبدارش كن .....................

حالا خاله شيما هم مياد و شمعارو فوت ميكنه آخه امشب تولد دوست عزيزم شيماجونم هستش كه البته قراره جشنشو هفته ديگه بگيره ............................

موقع كيك بريدن وخوردن كيك رسيده آتوساجون ميره چاقو رو گل مي زنه حالا با يك آهنگ قشنگ ميرقصه وحالا تولدمون حال وهواي نامزدي پيداكرده آتوساجونم بعداز شا باش گرفتن چاقورو به پرنسس كوچولوي من ميده دختر گلم كيكو بريد .......................

همه به شاديشون دارن ادامه ميدن ومنم در تدارك چيندن ميز شامم  از همه دوستا وفاميلاي عزيز تشكر مي كنم كه چقدر به من كمك مي كنن و حالا همه مشغول خوردن شاميم و ماماناي مهربون هم به بچه هاي عزيزشون   غذا مي دن دوستاي آرميتا هم امسال  مثل خودش بزرگتر خانومتر شدن  حالا توي عكسا معلومه چقدر همه ناز وخانوم و ملوسن ...............................

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com            تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com             تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com             تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com      

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عکسهای تولد ارمیتا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 8:53 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

یاد گرفتن شعر جدید

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

امروز که دارم برای تو دختر خوشگلم می نویسم خیلی سرم شلوغه  اوایل پاییزه واین روزا کارای شرکت خیلی زیاده ومجبورم بعضی روزها رو اضافه کاری وایستم ولی بابا رضا خیلی کمکم میکنه ساعت ۳میاد مهد دنبالتوبعدشم یک ساندویچ خوشمزه برات میخره بعدشم میرین  خونه وحسابی به دوتایی تون خوش میگذره بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

هرروزکه بزرگتر می شی رفتارات خانومی می شی بااینکه هنوز چند روز دیگه مونده ۴سالت کامل بشه ولی درکت خیلی خوبه وقتی با هات صحبت می کنم انگار با یک خانوم بزرگ صحبت می کنم کلماتی که بکار می بری همشون با معنی هستن ...............................

وقتی میام خونه میای جلوی در بوسم میکنی وای یک لحظه خوب بیادموندنی      می شه که تموم خستگی رو از تنم میگیره خیلی با محبتی بعدشم شروع        می کنی به شعر خوندن چه شعرای قشنگیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

امروزکه اومدم شادی جون یک شعر جدید بهتون یاد داده در مورد انگشتا شعرش اینطوریه انگشت کوچیکتو می گیری ومی خونی :

عروسمو عروسم می خوام که گل بچینمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 بعد به دومین انگشتت اشاره می کنی ومی خونی :

دومادم ودومادم می خوام عروسمو ببینم

 بعد سومین انگشتت:

 ساز میزیم وساز میزنم به زیر آواز می زنم

 بعد چهارمین انگشت:

 عاقدم عقد می کنم عروس خانوم وکیلم بللههههههههههههههههه

   بعد نوبت انگشت شصتت میشه:

 وبا صدایی که مثل پیرمردا می لرزه می گی:

 اگرچه پیر پیرم نمی خوام که بمیرم حالاکه عروسی خوبه میرم که زن بگیرم ....................

اینقدر من وبابا رضا بعد از خوندنت ذوق می کنیم می بوسیمت تو هم مثل یک شاهزاده خانوم خوشحال می گی مامان بذار برات یک شعر دیجه بخونم ...................................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

صبح که بیدار میشی وقتی آمادت می کنم بری مهدکودک اینقدر با علاقه در مورد مهد صحبت میکنی وباعلاقه کیفتو وباربی دوست داشتنی تو بغل میگیری ومیگی مامان دلم  برای شادی جون ودوستام  تنگ شده که منم از این حس قشنگت خوشحال می شمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com وخدارو هزار مرتبه شکر میکنم که چقدر خدا منو دوست داشت که مهد به این خوبی برات تونستم پیدا کنم  وبین روز خیالم راحت که خطری تورو تهدید نمی کنه وومشکلی توی مهد برات پیش نمی یاد یک هفته بیشتر به تولدت نمونده وبا اینکه سرم خیلی شلوغه ولی مثل هرسال دلم می خواد جشن  تولدتو بگیرم آخه اینقدر دوست دارم که هر کاری برای تو خوشگلم بکنم بازم کمه ....................................دوووووووووووووووووووست دارم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

ماشین کنترلی

       عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

طبق معمول برای بردن آرمیتا به دندونپزشکی ما مشکل داریم برای بردنش باید هزار تا قول بدیم که شاید دختر خوشگل مامان لطف کنه وبیاد

امروز دوم آبانماه وساعت ۵/۷نوبت داریم که بریم دندونپزشکی...................

البته در مورد ترسیدن آرمیتااز دندونپزشکی  خودمو مقصر می دونم اولین باری که آرمیتا رو بردم دکترش متخصص کودکان نبود ولی دندانپزشکی اطفال هم انجام می داد  ولی تا دلتون بخواد دکتر  صبور با حوصله ای بود آرمیتا هم هیچ ترسی از دندونپزشکی نداشت ولی نمی دونم چه جوری دندونشو پرکرد که نه تنها دردش اومدیک عالمه بچم گریه کرد وبعدشم هر موقع گفتم بیا بریم دندون دیگتو درست کنه . آرمیتا دیگه حاضر نبود بیاد پیش دکتر .....................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بعد از کمی تحقیق وبررسی دکتر متخصص دندانپزشکی اطفال پیدا کردم حالا این یکی مطب هم از لحاظ چیدمان بچه گونه ست وهم مانیتور داره که بچه ها بتونن کارتن  نگاه کنن .....................

 حالا برم سر اصل ماجرا نزدیک ساعت ۶گفتم آرمیتا جون خودتو آماده کن تا بریم دندون.........................هنوز بقیشو نگفته بودم که زد زیر گریه که من نمی یام هر چی التماس می کنم خب گریه نکن مگه حرف گوش می ده خدارو شکر که امروز بابای مهربونش زودتر اومده خونه وبا قاطعیت می گه آرمیتا ببین باید بریم تا دندونت دیگه درد نگیره ...............اگه هم نیای یا گریه کنی دیگه اصلا نمی برمت دندونپزشکی حالا خودت انتخاب کن آرمیتا یک کم ساکت شد بعدشم اومد توی بغلم مامان اول بریم شام پیتزا بخوریم بعدش بریم .....................

                            عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

بالاخره اون شب دندون آرمیتا رو آقای دکتر پرکرد وآرمیتا هم چه جیغ وفریادی راه انداخته بود خدارو شکر که جزو نفر ای آخر بودیم وگرنه بچه های دیگه هم از صدای گریه آرمیتا دیگه حاضر نبودن دندونشونو درست کنن

خلاصه پرکردن دندون تموم شد منم تا ۲۴آبان که نوبت بعدیشه می تونم یک نفس راحت بکشم ............

چون دندونش بی حس بود درست نمی تونست صحبت کنه حالا خرده فرمایشات آرمیتا خانم شروع شده بابا ببین من اومدم وآقای دکتر هم دندونمو پرکرد حالا تو هم باید برام ماشین کنترلی بخری تازه  من پیتزا می خوام آخه خیلی گرسنمه ..........................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

اونشب بابا به تمام وعده هایی که به دختر گلش داده بود عمل کرد حالا آرمیتا خانوم با یک ماشین کنترلی قرمز برگشته خونه با اینکه ساعت نزدیک ۱۱ست ولی آرمیتا دوست داره بازی کنه ولی انگار تازه داره بی حسی دندونش تموم می شه وجای آمپول بی حسی درد گرفته دومرتبه زد زیر گریه مامان لپم بخدا دندونم درد نمی کنه لپم دردمی کنه گفتم باشه بیا امشب پیش من  بخواب بعدشم تا صبح فکر کنم صد بار حوله گرم کردم و گذاشتم روی لپ دختر گلم که مبادا دردش بگیره .............

  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

یه روز تعطیل

   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

امروز پنج شنبه ست وطبق معمول پنج شنبه ها منو تو دختر خوشگلم خونه         می مونیم صبح که بیدار می شی میای بالاسرم  می گی مامان کی بیدار می شی بعدم میای بغلم وای که وقتی بغلم می کنی اون دستایبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com کوچولوت وقتی می یفته دور گردنم نمی دونی چه کیفی می ده خوابم میاد ولی وقتی می بینمت دلم نمیاد دیگه بخوابم حالا دیگه بیدار بیدارم خامه شکلاتی خیلی دوست داری ازت می پرسم آرمیتا صبحونه چی می خوری طبق معمول میگی خامه شکلاتی اولش با نون می خورم بهدکه یه چم شو خوردم بقیشو خالی می خورم مامان قبوله؟ منم می گم قبوله!

مثل یک شاهزاده خانوم روی صندلی می شینی وآماده صبحانه خوردنی وقتی خامه شکلاتی   میخوری   خیلی  با مزه  می شی تموم  صورتت  شکلاتی                  می شه ....................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بعدش نویت سی دی میرسه  و با مزه می شینی جلوی تلویزیون بعضی از سی دی هارو مثل سپیددندان با سیا ساکتی رو هزار دفعه نگاه کردی ولی باز هم برات جالبه واز دیدنش لذت می بری حسابی می خندی  بیشتر دیالوگاشونو حفظی منم توی این مدت کارامو انجام میدم بعدمی گی مامان حالا من چیکار کنم بهت می گم بیا نقاسشی بکش با دفترتو یک عالمه مدادرنگی میای توی حال می گم آرمیتا جون باید توی اتاقت نقاشی بکشی دختر خوبی هستی وحرف گوش می کنی برمی گردی توی اتاق و مشغول می شیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  دیگه نقاشیات مفهوم دار شده وخونه وگل می کشی ازم می پرسی مامان دوست داری برات چی بکشم  منم می گم خونه بکش  نسبت به سنت خیلی خوب نقاشی می کشی حالا کارای منم تموم شده ومیام پیشت بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

ازت خواهش می کنم آرمیتا می شه یک کانال دیگه بزنی منم نگاه کنم اومدی کانالو عوض کنی همون موقع یک فیلم نشون می داد که خانومه شوهرشو ناز می کنه با دقت نگاه می کنی ومی گی مامان ببین تو هم باید به بابا بگی قربونت برم عزیزم دوست دارم نازش کنی ببین  نباید نق بزنی هااااااا ............................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

دارم بروبر فقط نگات میکنم اصلا نمی دونم تواین حرفا رو از کجا میاری وچقدر به موقع حرف می زنی نمی دونم بزرگتر بشی چی می شی می بوسمت میای توی بغلمو می خندی ..........................

   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

فرایند برق وبرق

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

اولین روزای آبانماه رو داریم پشت سر می ذاریم وتقریبا هوا داره سرد می شه خانواده ۳نفری مون دور هم نشستن و طبق معمول آرمیتا خوشگلم داره شعر می خونه وماهم باید گوش کنیم وبراش دست بزنیم خدارو شکر توی مهد شعر ای خوب بهشون یاد میدن وآرمیتا هم استعداد خوبی توی حفظ کردنشون داره وقتی شعر می خونه خیلی قیافش بامزه می شه شعرش اینه

فصل پاییزه هی        برگا می ریزه هی             سره هوا خیلی دلنگیزه            سرده هوا خیلی دلنگیزه                    تو آسمونا پر از کلاغه بجای بلبل بانگ کلاغه .........................  این جا اونجا هرجا بانگ کلاغه ...........................

     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com     بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com      بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com      بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بعضی جاهاشم که بلد نیست شروع می کنه آهنگشو می زنه خلاصه منو بابا رضا رو بلده سر کار بذاره یک دفعه صدای رعد وبرق اومد که دیدم آرمیتا پرید هوا مامان بیا برق وبرق گفتم چی گفت برق وبرق دیجه

 خانم مربی گفته .....................مثلا این دستتون یک ابر سیاه  این یکی دستمون یک ابر سفیده وقتی این دوتا بهم برخورد کنن می شه برق وبرق .........................حالا دیگه از خنده دارم می میرم

خوشگل خانوم مامان خجالت کشید ورفت توی اتاقش حالا رفتم ناز کشی که آرمیتا خجالت نداره من خندیدم چون خیلی بامزه برام تعریف می کنی..............................................

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

دارو خوردن آرمیتا

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

       بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com       بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com      بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com         بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

مامان:ارمیتا بیا داروهاتو بهت بدم؟ بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

آرمیتا:مامان از کدوم شربتاست از اون نارنجیاست یا از اون سفیدا؟

مامان:دخترم از همون سفیدائی که دوست داری.

آرمیتا:نه من سفید نمیخورم من اصلا دوست ندارمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

مامان:اگه نخوری میبرمت دکتر ها؟

آرمیتا:نه دکتر نمی خام !باشه می خورم به شرطی که بابا بده

مامان:رضا بیا آرمیتا میخواد تو داروشو بدی.بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بابا:دخترم بیام می خوری شربتتو؟

آرمیتا:ار بابا قول میدم شربتمو  بخورم!!!!بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بابا:خب حالا دخترم دهنتو باز کن که شربتتو بهت بدم؟بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

آرمیتا:نه بابا یه سوال؟تو هم وقتی کوچیک بودی مثل من از این شربتا می خوردی؟

بابا:اره دخترم منم کوچیک بودم از همینا میخوردم حالا میخوری یا نهههههههههههههههه؟

آرمیتا:یه لیوان آبم بده بابا که اجه تلخ بود بخورمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بابا:باشه بابا اینم لیوان آب!!حالا دخترم دهنتو باز می کنیییییییییییی؟

آرمیتا:بابا من نمی خورم دوست ندارم!بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com!

بابا:حالا که نمی خوری منم شربتارو میریزم بیرون اصلا هم خوب نمیشی!از دستت هم ناراحتم!!بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

آرمیتا:تازه منم باهات قهرم بابا اصلا هم باهات اشتی نمی کنم!منم میرم بخوابم!!!بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط بابا رضا  | 

کلاس زبان

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

کلاس شادی جون رو خیلی دوست داری شادی شخصیتش بامزه ست وبچه ها خیلی دوستش دارن در عین حالی که با بچه ها شوخی می کنه صلابت داره ازش حساب می برن درمورد آرمیتا که اینطور بوده ...................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

از اول هفته دوشنبه ها وچهارشنبه ها دخترگلم کلاس زبان می ره وتو خانومبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com خوشگل من عاشق کلاس زبان وویدا جونتی ویدا جون اسم خانوم معلم زبانتونه دیروز که اومدم دنبالت  قبل از اینکه بیای پایین شهره جون  می گفت ظهر ویدا جون یک کم دیر کرد رفتم سر کلاس که بچه ها شلوغ نکن تا وارد شدم آرمیتا فکرکرد ویدا جون اومده گفت ( هلو تیچر) بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبعد پشت سرش بچه های دیگه هم تکرار کردن بااینکه تازه شروع کرده ولی استعداد خوبی داره ..........وکلی تعریفای خوب ازت کرد منم حسابی کیف کردم که چه دختر خوبو با استعدادی دارمبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                       بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                           بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

تقریبا پیش رفت خوبی داشتی بیشتر رنگارو می تونی به انگلیسی بگی و ای وقتی می رسیم خونه تموم مدادرنگیاتو میاری ومی گی مامان ببین عزیزم این چه رنگییبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comمیگم قرمز می گی نه رد رد رد اینجوری باهد بگی مثلا من ویدا جون تو هم آرمیتایی. آرمیتا این چه رنگییی ؟حالا مداد زرد دستت میگم یلو ..........می گی آفرین گلم حالا بگو این چه رنگیی بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com............................همینطوری منو ساعتها سر کار می ذاری وقتی هم که بابای مهربونت میاد من تازه می تونم به کارام برسم  با بابا مشغول بازی می شی ........................بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.http://bahar22.com          تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.http://bahar22.com         تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.http://bahar22.com

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

کلاس 4تا5ساله ها

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امروز شنبه۳مهرماهه ۸۹با همدیگه سوار ماشین شدیم که بریم مهد

کودک . چند ماهیه که خیلی خوب غذا می خوری علتش هم اینه که بزرگ

بشی وبری کلاس شادی جون .بقول خودت مامان ببین چگد گدم بلند شده

آخه من شیر خوردم بیا با همدیگه گد بگیریم ...............

بهاربيست                   www.bahar22.com           بهاربيست                   www.bahar22.com       بهاربيست                   www.bahar22.com

حالا رسیدیم در مهد بعد از احوالپرسی با شهره جون ازش خواستم امروز

ببرنت کلا س شادی جون وقتی اومدم بوست کنم گفتی مامان جون قربونت

برم من امروز نخوابم گفتم اگه خوابت نیومد خب نخواب گفتی آره . من دیجه

بزرگ شدم می رم کلاس شادی جون که دیجه نخوابم فقط بازی کنم

ساعت ۱۲ست زنگ زدم به مهد که حالتو بپرسم ببینم دختر گلم داره چیکار

میکنه شهره گوشی رو برداشت ازش پرسیدم چی شد آرمیتا رو بردین

کلاش شادی جون گفتش چون آرمیتا متولد نیمه دوم ۸۵باید دوسال توی یک

کلاس بمونه برای همین شاید امسال بمونه کلاس میتراجون بهش گفتم

آخه آرمیتا دیگه خسته شده و الان دوهفته است دوست داره بیاد کلاس

شادی جون ............

بهاربيست                   www.bahar22.com        بهاربيست                   www.bahar22.com          بهاربيست                   www.bahar22.com

بعد گوشی رو داد به دختر گلم گفتی سلام مامان گفتم خوبی گفتی آره

مامان ببین هنوز منو نبردن کلاس شادی جون من خیلی بزرگ شدم باهد

برم گفتم باشه می برنت بذار شهین جون باید بیاد بعدش طبق معمول

گفتی مامان زود بیا دنبالم خداحافظی کردیم

ساعت ۴شده واومدم دنبالت حالا دختر خوشگلم خیلی خوشحاله ازت

پرسیدم چی شده گفتی مامان منو بردن کلاس شادی جون اینقدر کلاسش

خوبه از اینکه خوشحالی منم خوشحال شدم شهرجون که حرفای آرمیتا رو

گوش می داد گفت وقتی ظهر شما تلفن زدین حرفای آرمیتا روشنیدم که با

چه هیجانی داره صحبت میکنه ودوست داره بره کلاس شادی همون موقع

بردمش کلاس جدید .....................

 

 بهاربيست                   www.bahar22.com     بهاربيست                   www.bahar22.com    بهاربيست                   www.bahar22.com     بهاربيست                   www.bahar22.com بهاربيست                   www.bahar22.com

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط مامان پوران  | 

سفر به بیرجند

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امروز راه افتادیم بریم بیرجند موقعی که داشتتم چمدونو آماده می کردم

 خیلی خوشحال بودی واز یک ماه پیش می گفتی  مامام  چی میریم بیرجند دلم

خیلی تنگ شده بریم دیجه حالا دیگه سوار ماشینیم وتو خوشحال از رفتنمون به

 بیرجند هستی عمو رامین هم باهامون میاد راه زیاد وبرای تو خسته کننده ست

 البته تو بیشتر راه رو خوابی وفقتی هم بیداری با منو وعمو  رامین بازی میکنی

 بالاخره میرسیم بیرجند اول می ریم خونه مامانی وبابا حاجی تو زنگ زدی بابا حاجی از توی اف اف گفت کیه جواب میدی منم آرمیتا باز کنین دیجه.......

     مامانی وبابا حاجی از دیدنت خیلی خوشحالن آخه ۲ماهه ندیدنت

ودلشون حسابی برات تنگ شده توی تلفن به مامانی گفته بودی استخر

دوست داری ومدال گرفتی اونهم بران یک استخر بادی خریده بود حالا می

گی مامانی استخرم کجاست کی برم شنا مامانی هم میگه ببین دخترم بابا

رضا باید بادش کنه هوا که گرم شد بری شنا کنی بعد شام می خوایم بریم

خونه مادر جون تلفن میزنن بیاین این آرمیتا رو ما ببینیم دلمون تنگ شده

براش..............

          تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

عمه رويا ني نيش دنيا اومده اسمشو گذاشتن امير سام حالا مي خوايم

بريم خونه مادر جون فكر كنم امير سام هم اونجا باشه مادر جون و بابا بزرگ

از ديدنت خيلي خوشحالن ولي ني ني اونجا نيست مادر جون مي گه زردي

داشته دكترش گفته بايد امشب بمونه بيمارستان ..........


 

                                                                  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امروز استخر رو گذاشتيم توي حياط وپرآب شد داشتم صبحانه مي خوردم

كه گفتي مامان مايوم كجاست من بپوشم گفتم مايوت توي چمدون ولي

عينك وكلاه تو نياوردم واي كه چه اخمي كردي وگفتي آخه چرا مجه من صد

بار نگفتن وساهل شنا منو  بيار تا اونجا شنا كنم منم كه عذاب وجدان گرفتم

گفتم بذار تااستخرت آب بشه من مي رم برات كلاه وعينگ مي خرم خلاصه

سر صبحي رفتم و با كلاه برگشتم كه خانم خوشحال بشن همينطور هم

شد از ديدن وسايلت خوشحالي وكلاهتو سرت گذاشتمو رفتي توي آب

ولي چون آخراي شهريورماهه يك كم هوا سرد شده مي گفتي مامان

ميلرزم حالا كارمون درامده بايد آب داغ برزيم كه نكنه خانم سرما

بخورن .................

                                         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

بابا حاجي صبح رفت دنبال علي ومبينا تا بيان با تو شنا كنن علي اومد ولي

انگار مبينا خونه نبود حالا با علي با تو اومد دارين آببازي مي كنين صداها

وهيجانتون كه خيلي زياده چند ساعتي توي آب موندي ومنم از اين فرصت

استفاده كردم وباماماني يك عالمه صحبت كرديم آخه تامن مي خوام با

ماماني جلوي تو صحبت كنم مي گي مامان يك جيزي بگم وبعد يك خاطره

تعريف ميكردي ............

 

امروز مي خوايم بريم بيمارستان ني ني رو ببينيم امروز شده ۱۳روزه تو هم

با ما مياي نمي دونم توي وقت ملاقات اجازه ميدن بياي يا نه!

 وارد بيمارستان كه شديم آقاي نگهبان ميگه اين دختر كوچولو نبايد بياد بالا

چون ممكنه مريض بشه منم با هاش هم عقيدم براي همين دم در با عمو

رامين موندي ومن وبابا ومادر جون رفتيم بالا مادر جون از خانم پرستار

خواهش كرد تا اجازه بدن بياي كه ني ني رو ببيني اولش مخالفت كردن

ولي به اصرار مادرجون اجازه دادن بياي توي بخش حالا كنار امير سام

نشستي واي كه چقدر كوچولوی با دقت داري نگاهش مي كني مي گي

مامان ببين چقدر دستاش كوچولو -پاهاشو نگاه كن من ميتونم بغلش

كنم ...............مامان چرا ني ني عمه رويا اينجاست خلاصه هزارتا سوال

پرسيدي .........

                               تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

اين روزا همش در حال مهموني رفتنيم امروز مي خوايم بريم خونه مبينا صبح

بعد اينكه صبحونت خوردي   بردمت كه حسابي با هم بازي كنين عرشيا هم

اونجاست ولي تو با بچه هاي بزرگتر از خودت بهتر بازي ميكني  پريسا با

عرشيا دعواكرد ازش پرسيدي خاله پريسا شما چرا عرشيا رو دعوا كردين؟

گفت : آخه كار زشت انجام داده گفتي يعني چيكار كرده گفت به چاقو

داشت دست ميزد تو گفتي آها خيلي كارش زشت بوده عرشيا جون ببين

نباهد به چاقو دست بزني آخه دستت ميبره اينقدر با مزه با عرشيا صحبت

مبكني كه انگار مامانش داره نصيحتش ميكنه فقط توي اين مهموني رفتنا يك

مشكل با آرميتا خانوم ماداريم اينكه ديگه مامان وبابا فراموش مي شن

واجازه گرفتن ياد آرميتا جون ميره وهر چي خودش دوست داره همون و

انجام ميده وبراي همين هم الان دوروز بابا رضا بابهات قهره  ....................

 

           تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com               تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امروز مي خوايم بريم پارك محمد هم با مامياد يك پارك بادي وتو محمد يك

عالمه بازي كردين منم ازتون عكساي خوشكل ميگيرم

 

امشب عروسي پسر خالمه  من مي خوام برم آرايشگاه وماماني قراره

آمادت كنه وقتي از آرايشگاه اومدم مي گي مامان چرا اينقدر دير اومدي ما

خيلي وقت آماده ايم حالا دارم دنبال دوربين مي گردنم تاپيداش كنم گفت

مامان ببين بايد وسايل تو سرجاش بذاري تاگم نشه

ديجه ...................خيلي بلبل زبوني

توي عروسي با بچه ها خيلي رقصيدي وهمه ميگن چه دختر

نازي .................اومدي كنارمو ميگي مامان  مي خوام برم پيش عروس

بشينم گفتم برو رفتي كنار عروس نشستي بعدشم با عروس خانم

رقصيدي همه ميگن چقدر خوبه كه آرميتا خجالتي نيست ............بعد از

عروسي را هافتاديم دنبال ماشين عروس توبه بابا رضا ميگي گاز بده بابا جلو

بزنيم از سريع رفتن خيلي خوشت مياد بابا رضا هم كه هميشه حرف تورو

گوش ميكنه با سرعت نور داره رانندگي ميكنه بس كه خسته اي توي

ماشين خوابت برد

                                                         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

هر روز يك حرف جالب مي زني و مادر جون بهت ميگه آرميتا دلت نمي خواد

داداش داشته باشي  يك كم فكر كردي ميگي نه من دوست دارم مامانم

برام شوهر بياره حالا همه دارين بهت مي خنديم عمه ميگه نظرت درمورد

امير سام چيه ميگي نه اين خيلي كوچيكه من يك شوهر بزرگ مي خوام

بهت ميگن مثلا كي يك كم فكر كردي ميگي همين بابا رضا باشه ........

 

روزاي آخرسفرمونه وبايد برگرديم باباحاجي ميگه آرميتا پيش ماميموني مي

گي بله بيرجندو خيلي دوست داري چون همه به حرفت گوش ميكنن وبه

خاطر تو هروز بچه ها ودايي ها ميان خونه ماماني توي حياط بازي ميكنين

وحسابي لذت ميبريم اما عمر سفر كوتاهه وبايد برگرديم خونه امشب آخرين

شبه هم خونه مادر جون همه از رفتنت ناراحتن وهم خونه ماماني حالا از زير

فرآن ردت ميكنن سوار ماشين ميشيم راه ميافتيم به سمت خونمون اولش

خيلي ناراحتي ولي بعدش ازت پرسيدم آرميتا دلت براي اتاقت تنگ نشده

مي گي چرا مامان دلم مي خواد اتاق خودم بخوابم ..............

=           

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عکسهای سفر به بیرجند

اینم عکسای استخرم:

 

 

 

 

اینم عکس امیر سام پسر عمه نازم:

 

 

 

 

با محمد باقر رفتم شهر بازی:

 

 

 

 

اینم عکسای مبینا و فاطمه و عرشیا کوچولو و خوشگل:

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

تولد فراز

               تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امشب  تولد فرازه وساعت 7باید آماده باشیم که بریم لباس تنت کردم یک لباس صورتی خوشگل حالا قرتی شدی موقع آماده شدن می گی مامان موهامو چه جوری خوشگل می کنی منم موهاتو از بالا جمع می کنم خیلی خوشگل شدی حالا تو آماده شدی و رفتی دم در وهمش می گی مامان بریم دیجه چقدر دیر میاین خلاصه من وبابا هم آماده شدیم ..................

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com            تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                          تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

توی اتوبان ترافیکه آخه امشب مصادف شده با شب عید فطر اول میریم دنبال عمو

رامین و بعدش بریم تولد زنگو زدیم و خاله سارادررو باز کرد فراز که ومثل آقای

داماد لباس پوشیده یک کت مشکی با یک شلوار خوشگل آبی موهاشم خیلی

 خوشگل ژل زده  تو کادوتو دادی به فراز وبهش می گی تولدت مبارک باشه

خاله سارا می بوسدت ومیگه فراز از بعداظهر میگه ارمیتا چرا نمی یاد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                          

می گی فراز می دونی چی برات کادو خردیم میگی مامان اسمش چی بود می گم

ارگ .میگی آها قرگ برات خریدیم تا آهنگ بزنی .............بیا بازش کنیم بهت میگم

نه بذار بعد از کیک خاله همه رو باز     می کنه .

حالا موقع شامه ودختر گلم خودش غذا کشیده وبدون کمک مامانش غذا شو خورد

شب خوبی به منو بابا رضا هم  خوش می گذره واز این که تو داری بزرگ می شی وخانوم تر شدی داریم لذت میبریم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

بیشتر مهمونا از کوچیکی تورو دیده بودن ومیگن چقدر آرمیتا بزرگ شده وخانم شده

آهنگای تولد قشنگه تو با اونا میرقصی وچه قری میدی سپیتا ومامان وباباش هم

اومدن حالا شدین 3نفر که اون وسط می رقصین  عمو حامد بهتون بادکنک داده وسر

این بادکنکا چیکار که نمی کنین میدوین دنبال همدیگه وچه سروصدایی را انداختین ...................تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

با وجود اینکه بعد اظهر نخوابیدی ولی خیلی سر حالی و حسابی با دوستات بازی

می کنی ...............

لابعد شام  عمو حامد کیک رو میاره کیکش یک موشکه خیلی بامزست حالا خاله

شمعارو می ذاره روی کیک وآقافراز باید همه رو فوت کنه آرمیتا هم کنارفراز وایستاده

 وباهمدیگه فوت کردین یک عالمه عکس ازتون گرفتیم

                                                                         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

رابطت با همی مهمونا خوبه وبغله همه میری وبا همه میرقصی مشخصه بهت خوش

میگذره حالا موقع باز کردن کادوهاست تو هم جلو وایستادی برادر عمو مجید داره ارگ

می زنه وآهنگ تولد مبارک رو میخونه تو به ارگه نگاه میکنی اومدی به من میگی

مامان گوشتو بیار بهت یک چیزی بگم این مثل ارگ فرازه مجه نه برامنم مثل این می

خری منم میگم باشه مامان دختر خوبی باشی برات می خرم

دیگه داریم میرسیم به پایان تولد وتو هم طبق معمول می گی مامان یک چم دیگه

بمونیم

 

                            تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عکسهای تولد فراز

                      

 

                   

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

جشن استخر

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

پنچ شنبه صبح زود بیدارشدی وگفتی مامان پاشو بریم دیگه دیر میشه ها.منم که

دلم میخواد یک کم دیگه بخوابم بهت گفتم آرمیتا جان ببین من بهت قول میدم ببرمت

ساعت ۹باید بریم نیم ساعت گذشت ودوباره .....این سری دوباره گفتی مامان ببین

اگردیر برسیم خیلی بد میشه پاشو دیگه............دلم سوختو بیدار شدم ساعت

هشته وگفتم پس بیا صبحونه بخوریم بعدش آمادت میکنم خیلی زود حرفمو گوش

کردی  صبحونتو کامل خوردی ومعلومه خیلی دوستداری بری جشن استخر

اومدم توی اتاقت که آمادت کنم که دیدم دختر کوچولوی خوشگلم مایوشو پوشیده

ازت پرسیدم چرا لباس نپوشیدی آخه میترا جون گفته  باید مایوبپوشین تاوقتی

رسیدیم سریع بپریم توی استخر..........ساکتو گرفتی توی دستت وجلوی در منتظرم

هستی همش میگی مامان جون زودباش.............بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com  

چندروزیه که موقع رفتن تو ریموت درو میزنی واز اینکه می تونی دکمشو بزنی ودرباز

میشه خیلی خوشحالی امروز همینکه سوار ماشین شدی دنبال ریموتی که برش

داری وبهم میگی مامان من باید در رو باز کنم بعد زدیو در باز شد و رفتیم مهد.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 ساعت ۵/۹رسیدیم جلوی در مهد وبا عجله پیاده شدی حق با توبود یک کم

دیررسیدم  رفیتم سمت استخر وبچه ها بامایو های رنگی بهمراه مامان باباهاشون

اومدن لباساتو سریع دراوردم رفتی پیش دوستات عمو پژمان هم اومده از شما عکس

بگیرهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com تو پارمیس ومیگل کنار هم نشستین یک ژست

خوشگلم گرفتی وعمو پژمان هم داره ازتون عکس میگیره شهین جون میکروفون

 وگرفت وگفت بچه های عزیزم یک دور دوراستخر پشت سرهم راهبرین وبعدش یکی

 یکی بیاین توی استخربهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 واون شنایی که یاد گرفتینو اجرا کنین شما ها گوش کردین با تشویق مامان باباها پشت

سرهم راه  افتادین ودوراستخر چرخیدن وبعدش روی لبه استخر نشستین.

 پریا جون که مربی شناتونه یکی یکی بچه هارو صدامیزنه و اونم میپره توی آبو شنا

میکنه  هدیه جونم داره فیلم میگیره حالا نویت تو شده پریا جون گفت آرمیتا بپر توی

آب ویک دوچرخه خوشگل بزن تو هم بازوبنددستت کردی و پریدی تو آب وشنا کردی

طول استخر وررفتی تا به شهین جون رسید ی بچه های دیگه هم دارن تشویقت می

کنن منم که دیگه دل توی دلم نیست و خیلی لذت می برم می بینم دخترم بعد از ۲

ماه آموزش می تونه شنا کنه حالا عمو پژمان میگه آرمیتا عینکتو بردار  دستوو بگیر به

لیه استخر وبخند تا عکست خوشگل بشه تو هم گوش کردی

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                                                    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

حالا بچه های همسن تو وکوچیکترا مبان توی استخر کوچیک ویک کم آببازی میکنن

تو میگی مامان ببین من چقدر خوب شیرچه میزنم وهمش می گی  مامان فقط به

من نگاه کن ببین چقدر خوب بلدم ......

حالاشهین جون اومد وسط حیاط و گفت مامان باباهای عزیز وایستین عقبتر می

خوایم مدال بچه هارو بدیدیم ............

یک میز وگذاشتن یک عالمه مدال روشه یکی یکی دارن بچه ها روصدامیزنن اوه اسم

ارمیتا رو شنیدم حولتو آوردم واز استخر اومدی بیرون مثل یک قهرمان داری می ری

سمت شهین جون وشهین جون مدال انداخت گردنت وبعدش با پریا چون عکس

انداختی ........

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                                       بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

دیگه پایان مراسم نزدیکه بردمت دوش بگیری ودلت نمی خواد لباس بپوشی ومیگی

مامان برم یک چم دیگه توی استخر که اعظم جون گفت  نه دیگه دوستاتم الان مدال

بگیرن میان بیرون .............

امروز چهارم شهریور هم من وهم خودت ازاین چشن واز این موفقیت

خوشحالیم .................سوار ماشین شدیم که برگردیم وتوی راه تو ازدوستاتو

استخر داری برام تعریف میکنی ............

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عکسهای جشن استخر

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

امروز ستاره رو چسبونديم

                  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com 

امروز دوشنبه ستو ساعت ۳بايد بريم دندونپزشكي بنا به توصيه دكتر كه

گفت توي اين دوروز در مورد دندونپزشکي باهاش صحبت نكنين هيچ

صحبتي باهات نكرديم . از شركت اومدم بيرون كه بيام دنبالت  توي ذهنم

اين بود كه امروز اجازه مي دي دكتر دندونتو پركنه یا نه؟

                                    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

رسيدم مهد وآماده ومرتب مثل هرروز منتظرم بودي بعد از سلام وبوسيدن

ازت پرسيدم خوشگلم چه خبرگفتي مامان سلامتي امروزمتيراجون نيومده

بود سعيده جون با مابازي كرد گفتم چراميتراجون نيومده گفتي  آخه

ميتراجون  باداداشش عروسي كرده گفتم نه! داداشش نه با شوهرش

گفتي آره آخه من عكس عروسيشو ديدم خيلي ميتراجون خوشگل

شده.......... مامان من خيلي دوسش دارم ناهارمم خوردم امروز ماكاروني

داشتيم باسوپ من بشقابمو آينه چردم ...............همينطور پشت سرهم

تارسيديم در مطب تعريف كردي از ماشين كه پياده شدي گفتي مامان امروز

ستاره رو ميچسبونيم گفتم اگه آرو م بشيني ودختر خوبي باشي آقاي دكتر

ستاره رو مي چسبونهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com وارد كه شديم نوبتت بود وخانم منشي گفت

آرميتاجون بروتو اتاق با همديگه وارد اتاق شديم تو پشت سرمي ودستمو

سفت گرفتي آقاي دكترگفت خب آرميتا حالت خوبه دنوناي عروسكاتو معاينه

كردي توهم جواب ددي اونادهنشون بستست دنوناي مامان وبابامو محاينه

چردم آقاي دكتر گفت بشين روي صندلي دخترم امروز اجازه ميدي جوجو

هاروبرداريم تو كه ترسيده بودي گفتي آره ولي به اون وساهل دست نزنين

آقاي دكتر گفت ببين ماباهم دفعه پيش خيلي صحبت كرديم تو هم كه ديگه

بزرگي پس دهنتو باز كن تو گفتي مامان  پيشم بمونی ها... دستتو

گرفتم وكنارت وايستادم دكتر گفت دهنتو باز كن بايك پنبه كه  ژل

بيحسي داشت  يك كم بيحس كرد تا بتونه آمپولو تزريق كنه همين كه آمپول

و زد صداي جيغ تو هم بلند شدحالا ديگه شروع كردي به گريه.آقاي دكتر

گفت آرميتا جون من فقط يك ويشگون دندونتو گرفتم تا خوابش ببره..

         بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 ساكشن و كه مي خواست بذاره کنار دندونت شروع كردي به دست

وپازدن خلاصه آقاي دكتر جوجو هارو برميداشت وتو هم مشغول گريه كردن

بودي زياد اشك نداشتي ولي صداي گريت خيلي بلند بود خلا صه

ستاره چسبونده شد وآقاي دكتر ازت پرسيد آرميتا ببين گريه نكن برام

توضيح بده از كدوم قسمتش خوشت نيومد تو همونطوركه  گريه مي كردي 

گفتي من دوست ندارم جوجو هاي روي دندونموبردارين من با هاشون

دوستم. دوست ندارم سوزن بزنين توي دندونم آقاي دكتر گفت ببين دختر

خوشگل اگه جوجو هارو برنداريم شب دندونت درد ميگيره اون موقعي مي

خواي چيكاركني بعد از كشوش يك جايزه دراورد وگفت اين براي آرميتا جونه

اينو بگير ولي دفعه ديگه كه اومدي ديگه گريه نكني تا يك جايزه ديگهبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com      بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com       بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

هم بدم تو همش مي گفتي مامان بريم ديجه مانتوي منو گرفتي ودنبال

خودت منو ميكشوني ازت پرسيدم آرميتا ببين مگه دردداشت باسرت اشاره

ميكني آره بغلت كردم خودتو چسبوندي فقطميگفتي مامان

بريم ..........................نوبت بعدي براي شنبه هفته ديگه ست نمي دونم

دفعه ديگه مياي با نه !!!!

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

اولين بار كه رفتم دندونپزشكي

                                                                

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امروز كه باهم ميرفتيم مهد بهت گفتم آرميتا جون امروز زودتر میام دنبالت تا

باهمديگه بريم دندونپزشكي تا آقاي دكتر به دندونات ستاره بچسبونه تو هم

با اشتياق قبول كردي گفتي مامان  من ظهر وقتي ناهارمو خورم خب نمي

خوابم تا بياي دنبالم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com.از هم جدا شديم ساعت ۱۱به مهد زنگ  زدم براي يك

ساعت ديگه آمادت كنن  تا بيام دنبالت ساعت ۱۲ستو وارد مهد كه شدم

شهره جون تورو صدازد وتو هم مثل يك دسته گل اومدي پريدي توي بغلم

گفتي مامان مرسي زود اومدي دنبالم بعد از بك عالمه بغل كردنوتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

بوسيدن راهي دندونپزشكي شديم وقتي سوارماشين شدي  گفتي مامان

جون قربونت برم ميريم كجا گفتم مگه يادت رفته بعدش يك كم فكركردي

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com وگفتي آهان يادم اومد مي  خوايم بريم دندونپزشكي . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

رسيديم در مطبو وارد كه شديم خانم منشي گفت واي چه دختر خوشگلي

بيا بگو اسمت چيه تو هم جواب دادي آرميتا اونم گفت آرميتا جون يك كم 

 بشين تا آقاي كتر دندون ساينا رو درست كنه بعد نوبت شماست كناريك

خانوم كه يك بچه توي بغلشه نشستيتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com منم به خانم منشي اطلاعاتي

 روكه خواست دادم  تا پروندت تشكيل بشه اومدم كنارت گفتي مامان ببين

تو هم بايد باهام بیاي پيش آقاي دكتر منم گفتم باشه مامان جون باهمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ميريم اون خانوم كه كنارمون بود گفت ببين من مامان سايناهستم اينم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comهستي خواهرشه ببين چقدر راحت تنها رفته توي اتاق آقاي تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

دكترددونپزشكي  كه ترس نداره .............

 

حالا نيم ساعتي گذشته خانوم منشي گفت بريم توي اتاق وارد كه شديم

آقاي دكتر اسمتو پرسيد  گفتي آرميتا آقاي دكتر گفت خوب اسمتم كه مثل

خودت خوشگله حالا  آرميتا جون بيا روي اين تخت تا من برات توضيح بدم كه

اينا چين وما ميخوايم چيكار كنيم بعد با حوصله تموم گفت ببين این آينست

بااين دندونتو نگاه ميكنم تو گفتي چرا اينقدر كوچيكه آقاي دكتر گفت چون

توي دهنت جا بشه با اين دستگاه اول دندونتو بايدبشورم بعد اين دكمه ي

ديگشو ميزنم تا دندونت خشك بشه تو اين دستگاه رو دوست نداشتي

گفتي چرا صداميده آقاي دكتر اون به سمت موهات بردگفت ببين ترس نداره

مثل كولر باد ميزنه وموهات تكون ميخورنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com صدا شم مثل جاروبرقي

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com خونتونه كه آشغالارو جمع ميكنه حالااين دستگاه ديگه هم فرزه كه

 باهاش جو جو هاي روي دندونتو تميز ميكنيم اونوقت يك ستاره خوشگلتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com           تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                        تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 ميچسبونيم به دندونت اينم پنسه كه باهاش پنبه رو مي ذاريم روي

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com دندونت  اينم ساكشنه كه آباي توي دهنتو جمع ميكنه كه نكنه برن

توي گلوت بعد از توضيحات ازت خواست خوشگل دراز بكشي تادندوناتو 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comمعاينه كنه آقاي دكترگفت ۳تا از دندونات نياز به پر كردن داره گفتم آقاي

دكتر امروزپرمي كنين گفت نه آرميتا خودش بايد اجازه بده بعدش براي

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comدوشنبه براش نوبت گذاشتتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com.           تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

 بعد يك آينه هم داد به دستت وگفت آرميتا جون ديدي اصلا درد نداشت با

اين آينه برو ودندوناي مامان وبابا وعروسكاتو مثل من معاينه كن بعد يك روز

ديگه بيا تا جوجو ها رو تميز كنيم تو گفتي ميام ولي باون وساهل جوجو

هاروبرندارين فقط ستاره رو بچسبونين آقاي دكتر گفتش ببين ماباهم يك

عالمه صحبت كرديم هيچ كدومشون دردنداره  من دوروز ديگه منتظرتم .

                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 اومديم بيرون توي راه باآينه به دندونات نگاه ميكردي بعدم كه رسيديم خونه

به بابارضا تلفن زدي كه بابا زود بيا خونه تامن دنوناتو معاينه كنم باباببين

دندون پزشكي كه ترس نداره آقاي دكتر اول دندونم شست بعد با كولرش

كه صداي جاروبرقي ميده خشك چرداصلانم دردنداشت حالا بايد يك روز

ديگه هم بريم تا ستاره رو بچسبونن............ 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

چيدن سفره افطار

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

                                                                                                         

امشب افطارمهمون داريم خاله مژگان خاله مرضيه وعمو رامين تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comخونمون دعوتن از صبح كه بيدار شدي ميگي مامان مهموناپس كي ميان بعد رفتی تو اطاق که بابا رضا رو از خواب بیدار کنیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com  به بابا گفتی پاشو دیجه برو کمکتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com مامان کن امشب مهمون داریم !تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

  بابارو که از خواب بیدار کردی بابا بهت صبحونه داد.بعدش بابا رفت کلاس

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comمن به بابا لیست  خریدمو دادم تو هم امدی گفتی:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

بابا برا منم جله سچ سچتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com..... دیجهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com....... اببیوه بخر 

بابا هم گفت باشه عزیزم همه چی برات میخرم

بابا که رفت امدی کلی کمکم کردی تا ظهر شدمنم بهت نهار دادم بعدش بهت گفتم بخواب تاشب سرحال باشي تو گفتی مامانم قربونت برم فدات شم عزیزم(هر وقت می خوای خودتو پیشم لوس کنی اینجوری صدام میکنی)  فقط دراز میكشم استراحت می کنم باشه؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com  گفتم خوب درازبكش بعدش دراز كشيدي گفتم چرا نمی خوابی گفتي اين يعني استراحت كنم نكه بخوابم آخرشم نخوابيدي .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

نزديك ساعت  ۶ الان وميخوام سفره افطارو بچينم اومدي وگفتي مامانجوون  اجازه مي دي من چمچت كنم منم گفتم اره عزیزم فقط مواظب باش بعدش  خيلي بهم كمك كردي بشقابارو چيندي كاسه هاي شوله زرد رو بادودست كوچولوت محكم گرفته بودي بادقت  ميدادي به من تابچينم   بعد ازمن پرسيدي:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com مامان ببين چقدرخوشكل چيندم آخه من ديگه بزرگ شدم بيا باهم قد بگيريم منم گفتم میدونم نفسم تو خیلی بزرگ شدی 

ساعت ۵/۷شده ونزديك افطار  كه مهمونارسيدن تواز ديدن آرش نيلوفروپرديس خيلي خوشحالي همه سر سفره نشستیم تا افطار کنیم بعدش هم که افطار تموم شد کلی کمکمون کردیو بعدبا بچه ها رفتين توي تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comاتاق تا بازي كنين......تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

آرمیتا تابستان 89 ساحل گیسوم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط بابا رضا  | 

وقتی رفته بودم اردبیل تابستان 89

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

سفر به ارمنستان

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 جمعه این هفته به اتفاق عمو حامدوخاله ساراوفراز وعمو پیام وخاله صحابه

 وسپیتا قراره بریم ایروان .

چون خیلی زمان نداریم خیلی سریع باهم کارامون انجام میدیم تو بمن

خیلی  کمک می کنی  واز اینکه میخوایم بریم مسافرت خوشحالی وهمش

میپرسی اسمش چی بود کجا می خوایم بریم ............تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

لباساتو گذاشتم توی چمدونتو و تو میگی مامان جون قربونت برم دوست

دارم  اجازه میدی  من خودم  چمدونمو بیارم تو اصلا نباید به چمدونم  دست

بزنی من فقط باید بهش دست بزنم آخه من دیجه بزرگ شدم بیا قد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comبگیریم ............

عمو حامد وعمو پیام صبح زود را افتادن .وقراه شب توی جلفا همدیگه رو

ببینیم .               تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ساعت ۱۱:۳۰  روز جمعستو   راه افتادیم بریم . ۷ساعتی تا تبریز راهه وتو

ازاینکه داریم میریم مسافرت خوشحالی وهر چند دقیقه ای میپرسی باباجون

قربونت برم پس کی میرسیم وبابارضا هم برات یک ساعت توضیح داد وهنوز

نیم ساعت نگذشته باز دوباره سوال میکنی پس کی  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comمیرسیم ......... ساعت ۳بعداظهرزنجان وایسادیم ناهاربخوریم بعد از

 کمی استراحت راه افتادیم ۳ساعت دیگه تا تبریز مونده توروی صندلی عقب

بالشت وملافتو پهن کردی و وخوابیدی.........تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com دیگه دورنمای شهر

تبریز رومی شه دید وارد شهر شدیمو از جاده کمربندی سمت جلفا

میریم   دیگه حوصلت سررفته ومدام میپرسی مامان پس کی میریم پیش

فراز . مامان پس چرا نمیرسیم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com ساعت ۹شب  رسیدیم جلفاکه  یک

شهر مرزی کوچیک .   

                                                                                 www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

حالا دیگه  بادیدن فراز وسپیتا خوشحالیت چند برابر شده بابچه ها مشغول

بازی شدی  شب جلفا  موندیم .تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

صبح زود رفتیم مرز نوردوز از اونجاهم مقصد ایروان بود بعدازظهرررسیدیم

ارمنستان ویک خونه ویلایی برای ۶شب اجاره کردیم خونش خیلی

خوشگله  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comوامکاناتاش خوبه تو فراز وسپیتاهرکدومتون یک اتاق انتخاب کردین  

 اتاق تو وسپیتا کنارهم هستن  واتاق فراز روبرومونه .وسایلمون وگذاشتیمو

بعد ازکمی که استراحت کردیم میریم بیرون تو سپیتا همش باهمین و هر

کار سپیتا میکنه توهم می خوای انجام بدی.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 ایروان شهر زیبا بابناهای قدیمی هستش  اینجافقط ارمنی صحبت میکنن

وماهم که ارمنی بلد نیستیم اینجاست که یاد خاله تالین زیاد میکنیم . شب

رفتیم یک رستوران روباز که یک حوض بزرگ بافواره های قشنگ ورنگی

وسطش داره  هوای ایروان خیلی خنک وتمیزه غذاهاشون هم خوشمزه بود

وباذائقه ماجوردرمیاد.غذا میخوایم سفارش بدیم ازت میرسیم آرمیتا جون چی

می خوری طبق معمول پیتزا با نوشابه سیاه . تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

صبح روز بعد.....تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com امروزبابوی صبحانه خوشمزه خاله صحابه بیدار شدم  روی

تراس صبحونه رو چیندیمو بعد از خوردنش رفتیم آماده بشیم تو خودت

لباساتو انتخاب میکنی لباسات پوشیدی آماده که شدی  رفتی دراتاق سپیتا

بابهمدیگه رفتین پایین تا ماخودمون و آماده کنیم........تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comامروز  میخوایم بریم

مادر ارمنستان رو ببینیم ۲ماشین گرفتیم وحالا سراینکه کی تو ماشین

بشینه بین سه تایی تون دعواشده آخه تو میگی من پیش سپیتا تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

بشینم .........خلاصه با وساطت باباها آروم شدین  .حالا رسیدیم به محلی

که مادر ارمنستان بهش میگن یک مجسمه بزرگه وسط یک باغ .تو ودوستات
هم بدوبدو سمت جلو میرین یک قسمتش موزه جنگ جهانی دوم  ......... از

موزه که اومدیم بیرون تو چشت افتاد به اسباب بازیو همش میگی مامانتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com


بریم بازی کنیم با اینکه هوا گرم ولی سوار همه اسباب بازیا شدین.از بازی

تون کلی لذت بردین .     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com               تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

مابزرگترا هم در حال عکس گرفتن ازشما وخودمونیم

ظهر میخوایم بریم رستوران آریا که غذای ایرونی داره محیطش جالبه وهر

کدو م یک مدل غذا سفارش دادیم تا غذارو بیارن و چند تاعکس دسته

جمعی میگیریم تو عاشق عکس گرفتنیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com وبا اون زبون چربو نرم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comهمیشگی خودت و لوس میکنی ومی گی مامان جون اجازه میدی من

 ازت عکس بگیرم دوربینو میدم بهت میگم آرمیتا جون مراقب باش . میگی

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comمامان ببین من دیجه خانوم شدم .........حالا غذامون تموم شده واز

رستوران اومدیم بیرون ویه کم که میومدیم جلوتر ۱۰۰۰پله که از بناهای

 تاریخی ایروان بود رو دیدیم از اونجا رفتیم پارک آبی تو عاشق آببازی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comواستخری ودلت میخوادهرچی زودتر مایوتو بپوشی بری آببازی کنی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comحالا وارد محوطه پارک شدیم وتو سریع مایوتو پوشیدی و بهمراه فرازو سپیتاو باباهاتون  رفتی استخر تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comومشغول آببازی شدی از سرسره های

کوچیکش سرمیخوری داری کیف میکنی .هرچی بهتون میگیم بچه بریم

انگار نه انگارو اصرار دارین که توی آب بمونین .آخرین نفرایی هستیم که  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comازاونجا بیرون میایم مگه میشه توروازآب بیرون بیاریم حسابی برنزه

شدی .........تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

خونه ای که توش هستیم دوتراس بزرگ داره که ازاون بالا میشه تمام شهر

رو دید آخر شب توی تراس میشنیم و بساط چایی رو آماده میکنیمو وگپ

میزینم شما بچه ها امشب زود خوابتون برد ما ماماناهم  داریم یک تفس

راحت میکشیم (شوخی میکنم خیلی دختر خوبی بودی)تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

                                  www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

 امشب توی سالن هامیلیاکنسرت کامران وهومن وهنگامه ست قبلا بلیط

شون گرفتیم ساعت ۹کنسرت شروع میشه  آماده شدیم که بریم ساعت ۸

رسیدیم چه خبره وچقدرشلوغه همه ایروهی هستن که برای کنسرت

اومدن ایروان .وارد سالن شدیم روی صندلیمون نشستیم جامون خیلی وتو

منار منو بابارضا نشستی اولین خواننده  هنگامه ست که میاد روی

سن وهمه شروع به دست زدن وپایکوبی میکنن تو هم میرقصیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

و خوشحالی بعد  از هنگامه کامران و  هومن میان روی سن وهمه سوت و

دست میزنن توهم میگی کامران دوست دارم خیلی خوش می گذره وسط

کنسرت دیگه خوابت گرفته بغلت میکنم توی اون سروصدا خوابیدی 

 فرداشبش هم توی همین سالن کنسرت شهرام شب پره وشهرام صولتی

هستش ...www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com       www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com        www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comامروز زودتر بيدارشديم تازودتر از خونه بريم بيرون تو خيلي خوب همكاري

ميكني تا يكبار صدات ميكنم بيدارميشي فقط توي صبحونه خوردن يك كم

اذيت ميكني هر چيزي رو نمي خوري وبهانه ميگيري.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امروز مي خوايم دوباره  ۱۰۰۰پله ومسجد كبود رو بريم آماده رفتن شديم

وهردو جارورفتيم .....................

براي ناهار داريم ميريم كي اف سي تاشايد بك چيزي بخوري از صبح كه

بيدارشدي تالان فقط يك  بستني خوردي خدارو شكر ناهار غذاتو كامل

خوري حالا توراهيم بريم ونه واسه امشب كه كنسرت شهرام آماده شيم ....

ساعت ۸ الان داریم میریم کنسرت .امشب هم مثل ديشب پر هياهو جذاب

بود هر دو خواننده  خیلی خوب اجراميكنن  وسط کنسرت تو خسته شدی

وخوابت گرفته تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comوبهاته گيري ميكني براتو ساندويچ درست كرده بوديم و شامتو خوردي خوابت برد .www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com   www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.comwww.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.comwww.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com

امروز مي خوايم بريم کلیسای اجمیاسین كه یکی از جاهای مذهبی

ودیدنیشونه روببينيم  برای دیدنش باید بريم شهراجمياسين سوار ماشين

شديم وراه افتاديم حالارسيديمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com اجمياسين یک کلیسای بزرگتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

بامحوطه ای زیباست يك گروه فيلمبرداري ايراني هستن كه ازتو خوششون

 اومد دارن ازت عكس ميگيرن باهاشون آشناشديم يك فيلم به كارگزداني

 رامون قويدل كه از شبكه ۳مي خواد پخش بشه وآقاي تهيه كنند ش زحمت كشيدو برامون توضيحاتي درمورد كليسا واطرافش داد.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

من گفتم رضا ازمن يك عكس ميگيري  .....توگفتي ماماجون قربونت برم بذار

من ازت عكس بگيرم دوربینو بااون دستاي كوچيكت گرفتي وچه عكس تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

قشنگي ازم گرفتي...... .          www.bahar22.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.bahar22.com 

ازاونجا رفتيم ميدان جمهوري وداريم براي خانوم دنبال پيتزا فروشي

مي گرديم حرفت حرف واگه بگي اينو ميخوام اگه آسمون به زمين بياد بايد

انجام بديم آخه خيلي يك دنده اي  حالا پرسون پرسون يك پيتزا فروشي

پيداكرديم از شانس خوبت اسباب بازي هم داره غذاتو خوردي وبعدش رفتي

يك عالمه بازي كردي     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                           تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

.خلاصه مدت زمانی که اونجاییم حسابی تو با دوستات بازی ميكني  وبه 

هوای دوستات خوب غذامی خوردی موقع غذاخوردن میگفتیم بچه ها

مسابقه شروع شد وداور این غذاخوردن عمو حامد وشماهابرای اینکه برنده

بشین تند تند غذامی خورین .         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

امشب اخرین شب سفره میخوایم بریم رستوران پروانا كه خارج از شهره.

رسيديم اونجا يك دي ي داه ميخونه وهمه دارن ميرقصن ايروان  مردمان شاد

وسرخوشي داره  مهمون ايروني توي رستوران زياده وبراي همين خواننده

آهنگ ايروني مي خونه تو سپیتااون وسط چه قري داري ميدي

شامموخورديم وبايد برگرديم.    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 با ماشين هماهنگ كرديم  كه فردا ساعت ۶بياد دنبالمون دیگه باید بیایم

خونه وچمدونارو ببندیم وبرای ادامه سفر آماده شیم . 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عکسهای سفر به ارمنستان

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط بابا رضا  | 

تولد موژان

                        تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

این پنج شنبه تولد صمیمی ترین دوستت موژان جونه تو وموژان از چند ماهگیتون هفته ای لااقل یکبار همدیگرو دیدین همینطور با هم بزرگ شدین وحالا که دوتایی تون ۴ساله هستین خیلی خوبو بدون سروصدا با هم بازی می کنین منو خاله شبنم هم می تونیم تعریف کنیم البته قهر وآشتی هم دارین مثل همه بچه ها توی این سن ................................

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ازچند روز پیش خاله شبنم برای تولد مارو دعوت کرده تو خوشحالی البته  چون مادر جون وعمه رویا هم اومدن تهران خوشحالیت مضاعف شده ................

امروز شرکت بودم که خاله مرضیه زنگ زد وبرای پنج شنبه دعوتمون کرد چون مادر جون                    می خواست برگرده بیرجند برای همین گفتش پنج شنبه بیاین که منم گفتم فرداشب تولد دعوتیم  ما نمی تونیم بیام

حالا دوتاییمون آماده ایم ومنتظر بابا رضا که از حموم بیاد بیرون وخودشو آماده کنه همیشه من  اولین نفری  هستم که آماده می شم ولی نمی دونم چرا از همه دیرتر میام پایین سوار ماشین بشم طبق معمول بابا رضا پشت سرهم بوق می زنه زودباش بیا دیگه..................

    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com         تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com        تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

خونه ما به خونه موژان نزدیکه وزود رسیدیم تو زنگو زدی وقتی توی آسانسوریم صدای موژان میاد که   می گه آرمیتا اومده ....وارد می شیم دوستتو بغل می کنی وبهش تبریک می گی .........

                                 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ما جزو اولین مهمونا هستیم تو با موژان رفتی توی اتاق ودارین بازی می کنین می گم آرمیتا بیا بیرون میگی مامان بذار یچم بازی کنیم بعدش میایم میرقصیم مجه نه موژان....................

کم کم همه مهمونا اومدن وعمو محسن هم رفت و کیکو گرفت کیک موژان یک بستنیه که یک تیکشو گاز زدن توبا تعجب می گی عمو محسن شما این بستنی رو گاز زدین همه به حرفت می خندیمو وعمو   می گه نه قناده گازش زده .............

                             تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

یکی از مهمونا اسمش علیرضاست دوست مشترکتون بدون مامان وباباش اومده ومثل یک آقا با آرام داره بستنی می خوره واصلا کاری به تولد نداره وتوی حال وهوای خودشه

نوبت کیک بریدن وفوت کردنه شمع رسیده وتو کنار موژان وایستادی وبا همدیگه شروع به فوت کردن میکنین فکر کنم صد بار خاله شمعا رو روشن کرد ...........وشما دوتا فوت کردین بابا رضا هم مشغول عکس گرفتن از شماست .................تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

با هر آهنگی که می ذارن تو وموژان میرقصین کنار دوستت خیلی بهت خوش می گذره حالا نوبت باز کردن کادوهاست وتو ومژان با عجله دارین کاغذکادو ها رو بازمیکنین هر چی خاله شبنم میگه وایستین یکی یکی باز کنیم گوش نمی کنین وموژان از مهمونا از کادوهاشون تشکر می کنه وبا همه عکس می ندازه موقع عکس گرفتن هر چی بهت میگم آرمیتا بیا اینور تا موژان عکس بندازه گوش نمی دی حسابی از دستت عصبانی شدم خلاصه موقع شام رسیده و تو وموژان از غذاهای خوشمزه کشیدین خوشبختانه به هوای  موژان خیلی خوب غذا می خوری ....................

                             تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

چون مادر جون شب می خواست بیاد خونه ما باید بریم در خونه خاله مرضیه دنبالشون برای همین خاله شبنم وعمو محسن عذر خواهی میکنیم وزودتر میایم بیرون حالا می خوام در ماشینو برات باز کنم می گی نه مامان من خودم بلدم با هزار زحمت در باز میکنی وسوار میشی تو راه بهم میگی مامان من دختر خوبی بودم اذیتت نکردم اینقدر مظلومانه این جمله ها رو می گی که منم مجبورم بگم نه دخترم تو خیلییییییییییییی خوب بودی.......... 

   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com      تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com      تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com      تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط مامان پوران  | 

عکسهای تولد موژان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

نماز خواندن ارمیتا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  | 

ارمیتا تو فکر شیتونی

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط بابا رضا  |